برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

مغز، اندام حل مساله

مغز اندام حل مساله

مغز یک اندام حل مساله عمومی است(General Purpose Problem Solving Organ) و از آنجا در قلمرو زیست شکل گرفته واجد ویژگی­ های تکاملی است. معماری مغز در سیر تکاملی طی چندین میلیون سال شکل گرفته است. باید درخاطر داشته باشیم که کارکرد مغز حاصل جمع معماری و اجزاء آن است. این کل حاصل جمع اجزاء نیست چرا که ویژگی ­هایی در نتیجه نیروهای تکاملی در آن شکل گرفته که نتیجه نوع معماری خاص آن است. یعنی معماری، خود به تنهایی عامل تاثیرگذار مهمی است که اجزاء در آن قالب آنگونه عمل می کنند که هستند. آنچه ما از بیرون و در زندگی روزمره می بینیم نمودی از فعالیت این اندام زیستی است. امروز پیشرفت فناوری هنوز به حدی نرسیده است که بتواند شناخت کاملی از کارکردها و نمودهای فعالیت­ های ذهنی به ما بدهد. اما با پیشرفت بیشتر در حوزه پردازنده ها و Big Data، درک بهتری از مغز و ذهن خواهیم داشت.

این به اصطلاح ماشین زیستی- محاسباتی، با پیشینه چند میلیون سال، می تواند با دریافت داده های محیطی، الگوریتم ها و اطلاعات جدیدی را شکل دهد. به این ترتیب فرهنگ، آموزش و تجربیات و داده ها و اطلاعاتی که در طول زندگی تجربه می شوند بر قدرت تصمیم گیری می افزایند و قدرت و عمق حل مساله را افزایش می دهند. البته این نکته نیز حائز اهمیت خواهد بود که هر گونه نقص و ایراد در اطلاعات، ذهنِ برآمده از این مغز و در نتیجه رفتار دارنده آن را به شدت تحت تاثیر منفی قرار خواهد داد.

با توجه به سیستم بازخوردی و سایبرنتیکِ ( نظارت و کنترل) طراحی شده در معماری مغز، اخطارهایی شکل می گیرند که برای شناسنده، یا همان فرد، قابل تشخیص است و در مواردی هم که افراد نسبت به این اخطارها توجه و دانش کافی ندارند، فرهنگ، پزشکی و روانشناسی تا حدودی می توانند به تشخیص ایراد در سخت افزار و باگ های اطلاعاتی و الگوریتم های ناکارآمد کمک کننده باشند.

برای اینکه افراد بتوانند هر چه بیشتر بر قدرت حل مساله خود بیافزایند باید با مفاهیم و معانی بیشتری آشنا باشند و این کار میسر نخواهد بود مگر با آموزش کارآمد، مطالعه، کسب تجربه و تعامل مفید با محیط­ ها و گروه­ ها و افرادی که بر غنای داده های مغز می افزایند.(این مهم از طریق قرارگیری در معرض اطلاعات گسترده، به دلایل فنی و زیستی، به دست نخواهد آمد).

این نکته را در خاطر داشته باشیم که بواسطه معماری مغز و سیر تکاملی آن، کتاب خواندن ( و البته گوش دادن به کتاب ) یکی از  ضرورت های همخوان با کارکرد زیستی و تکاملی مغز است و نداشتن تجربه در این حوزه به معنی محروم کردن مغز از مجموعه داده ها، الگوریتم ها و اطلاعاتی خواهد بود که تجربه و کسب آنها در یک زندگی عادی یا غیرممکن است و یا اقتصادی نیست.

 

برای مطالعه بیشتر:

خویشتن به ذهن می آید: ساختن مغز آگاه:  اثر آنتونیودامازیو( این کتاب ترجمه خوبی دارد اما قبل از خریدِ احتمالی آن، به خاطر داشته باشید که نیاز به کمی اطلاعات از الفبای علوم اعصاب خواهید داشت تا فهم کاملی از آن داشته باشید. هرچند بدون این دانش نیز اطلاعات با ارزشی از آن خواهید گرفت. ضمنا متنی که خواندید خلاصه یا معرفی کتاب نیست. املای دامازیو و داماسیو هر دو درست است).

خویشتن به ذهن می آید

اصول علم اعصاب اثر اریک کندل، چاپ ششم(مطالعه فصل اول کتاب را برای همه علاقمندان به آغاز کسب دانش در حوزه علم شناختی و علم اعصاب توصیه می کنم)

اصول علم اعصاب اریک کندل  

 

تاریخ: 1401/4/15
بازدید: 833
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی:

طراحی و راه اندازی وب سایت: رسانه پرداز